خاطره خاطره ها

خرید بک لینک
دیروز۱۴۰۱/۱۱/۱۹وسط شلوغی های روز، دردل و گریه هام فهمیدم من چقدر خوشبختم برای داشتن عزیزین آدمای زندگیم خانوادم...بابای مهربونی که زنگ میزنه و میگه کی ناراحتت کرده بیاممادر مهربونی که بگه خانم قزم روزی دست خداست.فریبای من که همیشه نگفته میدونه احوالم چیه، خودش قوت قلبمهمریم مهربونی که برای خوشحال کردنت وسط خستگی های روز با عشق به سبک خودش غافلگیرت کنه...خوشبختی همینهزیباترین دلگرمی هارو داشتن و عشق رو لمس کردن + نوشته شده در پنجشنبه بیستم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 1:12 توسط فرزانه  |  خاطره خاطره ها...

ما را در سایت خاطره خاطره ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 88 تاريخ: چهارشنبه 26 بهمن 1401 ساعت: 15:18

صفحه بندی